تبليغاتX
محفل خصوصی
هر کسی از ظن خود شد یار من . . .

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
م : ن :

آ ر ا م ش . . .

 

 

 

از دیشب تا همین بعدازظهر همه چیز خوب و ایده آل بود... اما نمی دانم چه شده که از عصر، وقتی به خانه آمدم شرایط کمی فرق کرد. نمی دانم! شاید از این طرف و آن طرف رفتن باشد که.... اما نه! این خستگی  کمی فرق داشت زیرا آن خستگی ها همیشه با نوشیدن یک چای و شنیدن چند Track از آهنگ های فرزاد فرزین رفع می شد.

 

هرچه که بود، این خستگی ادامه دار مرا به خواب واداشت! حتی آمدن به محفل خصوصی و رفتن به خانه مجازی دوستان هم افاقه نکرد. گفتم یک ساعت بخوابم ، شاید که حالم بهتر شد. همینطور سرم را روی بالش گذاشتم و در حالی که صدای دلنشین و آرامش بخش "محفل خصوصی" را می شنیدم، به خواب رفتم.

 

ساعت 20 و 48 دقیقه با صدای "زینگ زینگ" موبایلم از خواب بیدار شدم. محسن آقای ناهید بود. -دو ساعت قبل من تماس گرفته بودم، که اگر کاری نداشت با هم تا نمایشگاه بین المللی برویم-. بنده خدا تماس گرفت و گفت سر کلاس بودم و الان هم دارم می روم سمت خانه. من که تقریبا در خواب و بیداری بودم... و صدای محسن هم خسته تر... ترجیح دادم که همان بهتر نمایشگاه نرویم امشب.

 

صدای دلنشین و آرامش بخش "محفل خصوصی" همچنان پا بر جاست و به قول امروزی ها ، "پلی"!... صدای ]امیر[مهدی(پسر خواهرم) می آمد که کمی بیش از حدودش بود. "بدو بالا دایی"!! این را بلندتر گفتم البته. بچه تا صدایم را شنید، سکوت ِ عمیقی فضای اتاق را فرا گرفت!. حدود چند ثانیه ای همینطور مات و مبهوت به من نگاه می کرد و بعد هم آرام آرام رفت بالا...

 

دوباره صدای موبابل و تماس... شماره ناشناس بود اما جواب دادم. صدای یکی از دوستان از آن طرف می آمد البته همراه با قیژ قیژ  ِ نویز، که به یک باره قطع شد. دوباره تماس گرفت. به او هم بلند گفتم، داداش! صدا نویز داره.... نویز داره...!! بعد هم قطع کردم. حال این را هم نداشتم که تماس بگیرم و دوباره صدای آن نویز را بشنوم.

 

بالاخره از جا برخاستم و پای سیستم نشستم. یک جا به جایی سریع و بی دردسر!. مانیتور را روشن کردم و باز به "محفل خصوصی"ام رفتم.- صدای دلنشین و آرامش بخش "محفل خصوصی" همچنان در حال پخش است-. صفحه Word را باز کردم تا چند خط درباره این حس و حالم بنویسم. نوشتنم که تمام شد، یک سر به سایت «آقا» شریعتی زدم. و قسمتی از "دعای بیستم صحیفه سجادیه"اش را خواندم. نیایشی که در طلب اخلاق ستوده و افعال پسندیده آورده شده بود...

 

 

دیگر خبری از آن خستگی  ِ عجیب دَم عصر نیست.

               واژه ها به نرمی از پیش چشمانم می گذرند....

                       و آهنگ دلنشین و آرامش بخش "محفل خصوصی" چه گوش نواز است!

 

 

 

 

*            *

 

 

 

 

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ایمان مرا به کاملترین مراتب ایمان برسان، و یقینم را فاضلترین درجات یقین ساز، و نیّتم را به بهترین نیت‌ها و عملم را به بهترین اعمال ترفیع ده. خدایا به لطف خود نیّتم را کامل و خالص ساز؛ و یقینم را ثابت و پابرجای دار و به قدرت خود آنچه را که از من تباه شده اصلاح فرمای. بارالها، بر محمد و آلش رحمت فرست و مُهمّاتم را که باعث دل‌شمغولیِ من است، کفایت کن و مرا به کاری که فردا، از آن مورد سئوال قرار می‌دهی بگمار، و روزگارم را در آنچه برای آنم آفریده‌ای مصروف دار. از غیر خود بی‌نیاز ساز و روزیت را بر من بگستر و به نگاه کردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلالِ توانگرانم دچار مکن و عزیزم گردان و گرفتار کبرم مساز و بر بندگی خود رامم کن و عبادتم را به سبب خودپسندی تباه منمای، و خیر را برای مردم به دستم روا کن، و کار نیکم را به منّت نهادن باطل مگردان و اخلاق عالیه را به من مرحمت فرمای، و مرا از تفاخر و مباهات نگاه‌دار...

 

الهی آمین . . .



:: برچسب‌ها: محفل خصوصی, آرامش, آهنگ


چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
م : ن :

این استقلال حاشیه برو نیست . . .

 

 

"بزرگـوار" اعتمـاد کـرد ، مجتبی گلـزنی ؛ رو سیاهی به زغال ماند!

 

 

 

 

طی روزهای اخیر حرف و حدیث های فراوانی در خصوص اختلاف بین مجتبی جباری و مسئولان باشگاه استقلال بوجود آمده بود اما زیدان آسیا در دیدار حساس تیمش مقابل نسف قارشی ضمن به ثمر رساندن تک گل نهایی استقلال، جواب محکمی به منتقدانش داد.

 

پس از پایان مسابقات لیگ برتر و سومی استقلال، شایعاتی در این خصوص که مجتبی جباری بازیکنان تیمش را بر علیه کادر فنی و مدیرعامل تحریک کرده است به گوش رسید و حتی پس از اینکه تمرینات تیم استقلال در اعتراض به مشکلات مالی تعطیل شد، انگشت اتهام به سوی این بازیکن بااخلاق گرفته شد.

 

اما حقیقت چه بود؟

 

قصه تعطیلی تمرین تیم استقلال از این قرار بود که همه بازیکنان استقلال بدلیل مشکلات عدیده مالی در نظر داشتند تا حرکتی را از خود نشان دهند و بارها در محافل خصوصی این مسئله را پیش کشیده بودند. مهمترین بازیکنی که در این بین سعی داشت تا لیدری همبازیانش را بر عهده بگیرد، کسی نبود جز مهدی امیرآبادی. امیرآبادی که سالهاست برای استقلال توپ می زند، طی این فصل اگرچه ضعیف کار نکرده اما نتوانسته جایگاه درخشان سابقش در استقلال را بدست آورد.

 

 ادامه مشکلات مالی استقلال پس از آغاز سال 91، باعث شد تا امیرآبادی و سایر بازیکنان از جمله رحمتی، عمران زاده، زندی و مجتبی جباری اعتراض شان را به طور علنی اعلام کنند و رهبری این جمع و چندین بازیکن دیگر استقلال تا آخرین لحظات برعهده امیرآبادی بود اما آقای کاپیتان بنا بدلایلی که بسیاری آن را ناشی از ترس می دانند، پا پس کشید و اولین کسی که با حمایت بازیکنان حاضر شد مسئولیت اعتراض ها را بر عهده بگیرد، مجتبی جباری بود.

 

اگر منصفانه نگاه کنیم، می بینیم که جباری پس از ورود به استقلال کمترین حاشیه را با این تیم داشته است و اگر بحثی هم شده صرفا بر سر حق و حقوق این بازیکن بوده است. با این وجود در ماجرای اخیر استقلال، برخی افراد قصد داشتند تا جباری را علت اعتصاب معرفی کنند و به نوعی همه کاسه و کوزه ها را  بر سر این بازیکن بشکنند اما زیدان آسیا در بازی با نسف قارشی نشان داد که به شایعات توجه چندانی ندارد و هیچکس نمی تواند بین او و باشگاه بزرگ استقلال فاصله بیاندازد.

 

«بزرگوار» مثل مظلومی

 

جباری در بازی با نسف قارشی 89 دقیقه پا به پای سایر بازیکنان تیمش جنگید تا استقلال به راحتی به مرحله بعدی لیگ قهرمانان آسیا صعود کند و حتی در این مسابقه یک گل به ثمر رساند اما آیا کسی از خود پرسید چه کسی عامل این موفقیت بود؟ آیا کسی از خود پرسید چرا اصلا آن پنالتی به جباری داده شد؟ جواب این سوال در بزرگ منشی سرمربی استقلال است. پرویز مظلومی که با تدبیر خود توانست بحران شکل گرفته در تیمش را رفع و رجوع کند تا در بدترین شرایط حاشیه ای، بهترین نتایج برای استقلال و هواداران متعصبش رقم بخورد.

 

مظلومی اگرچه ضعف های بسیاری در زمینه های مختلف دارد اما همواره سعی کرده است با بازیکنان یک رنگ بوده و برخورد مناسبی با آنها داشته باشد. چه بسا مربیانی در این فوتبال داریم که سالهای سال است توانسته اند قهرمانی و نایب قهرمانی های متعدد را بدست آورند اما هیچگاه نتوانسته اند بزرگ منشی و بزرگواری را معنا کنند. پرویز مظلومی با درنظر گرفتن مصلحت و آینده استقلال، بعنوان یک مربی از همه چیز گذشت و با تمام وجود به جباری بازی داد و استقلال با موفقیت به دور بعدی لیگ قهرمانان آسیا صعود کرد.

 

بدخواهان استقلال بدانند...

 

امسال استقلال و هواداران استقلال از کسانی ضربه خوردند که هیچگاه تصورش را هم نمی کردند. افرادی که از طرق مختلف و به شکل پیدا و نهان سعی در ایجاد حاشیه برای استقلال داشتند. کسانی که یک زمانی خود را استقلالی ترین می دانستند اما وقتی صحبت از یک میلیارد شد همه صحبت هایشان را به فراموشی سپردند و راهی تیمهای دیگر شدند و در آن تیمها نیز همان خط مشی قبلی را دنبال کردند و باز دروغ و دو رنگی و بازی با احساسات! که البته این ناشی از ذات موجودات عوام فریب است.

 

به هر روی بدخواهان استقلال بدانند! پرویز مظلومی، مجتبی جباری، فرهاد مجیدی، سیدمهدی رحمتی و دیگر عوامل استقلال با توسل به یکرنگی و صداقت(نه زد و بند و حاشیه سازی) فصل آینده در هر سه جام مدعی قهرمانی خواهند بود و البته با موفقیت شان نه تنها نخواهند گذاشت پای آدمهای پول پرست و لمپن به استقلال باز شود بلکه رفقای لمپن تر از آن آدمک ها(!) که در جایگاه مشاوره قصد ضربه زدن به ریشه استقلال دارند را نیز مجبور به جدا شدن از تیم محبوب شان خواهند کرد.

 

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد . . .

 

 

 

 


- لینک یادداشت در پارس فوتبال دات کام:

http://www.ParsFootball.com/permalink/5048